هوایی
زبان مبدأ: فارسی
- منسوب به هوا.
- دارای هوا، باددار.
- آن چه که در هوا جای گیرد یا جریان یابد.
- لطیف، سبک.
- انتقال پذیر.
- لغو، بی هوده.
- بی قرار، بی ثبات.
- بیهوده گوی.
- عاش
- قید تیر آتشبازی.
- قید کبود، لاجوردی.
- قید درآمد یا حاصلی که از جای غیرمعین رسد.
* عربی (ص نسب.) # منسوب به هوا. #دارای هوا، باددار. #آن چه که در هوا جای گیرد یا جریان یابد. #لطیف، سبک. #انتقال پذیر. #لغو، بی هوده. #بی قرار، بی ثبات. #بیهوده گوی. #عاش