هوایی

زبان مبدأ: فارسی

  1. منسوب به هوا.
  2. دارای هوا، باددار.
  3. آن چه که در هوا جای گیرد یا جریان یابد.
  4. لطیف، سبک.
  5. انتقال پذیر.
  6. لغو، بی هوده.
  7. بی قرار، بی ثبات.
  8. بیهوده گوی.
  9. عاش
  10. قید تیر آتشبازی.
  11. قید کبود، لاجوردی.
  12. قید درآمد یا حاصلی که از جای غیرمعین رسد.

* عربی (ص نسب.) # منسوب به هوا. #دارای هوا، باددار. #آن چه که در هوا جای گیرد یا جریان یابد. #لطیف، سبک. #انتقال پذیر. #لغو، بی هوده. #بی قرار، بی ثبات. #بیهوده گوی. #عاش

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}