هوز
زبان مبدأ: فارسی
- اسم هوز. ( اِ ) آواز تند و تیز را گویند مانند صدایی که از طاس برنجی و امثال آن برآید. ( برهان ) : باز بانگ اندراوفتاد به هوز آهو آزاد شد ز پنجه یوز. نظامی. ----هوز. [ هََ وْ وَ ] ( اِ ) دومین صورت از صور هشتگانه حروف جُمَّل که شامل سه حرف «هَ» و «و» و «ز» و به ترتیب برابر با پنج و شش و هفت است : به هر لغت که تو گویی سخن توانی گفت که اصل هر لغتی را تو ابجد و هوزی. منوچهری. - هاء هوز ؛ هاء دوچشم. هاء گرد. مقابل حاء حطی.
- اسم ریشهشناسی واژهٔ «هوز» را با ارجاعات دقیق و معتبر کتابی (از منابع زبانشناسی ایرانی، پهلوی، و تاریخی) ارائه میکنم. --- 🏺 ریشهشناسی واژهٔ «هوز» ۱. جایگاه زبانی در گویشهای جنوبغربی ایران (دزفول، شوشتر، بهبهان، بختیاری، رامهرمز و...) واج آغازینِ /x/ (خ) در بسیاری از واژهها به /h/ (هـ) نرم تبدیل میشود؛ این فرایند در واجشناسی «تضعیف همخوانی» یا lenition نام دارد. > مثالها: خون → هون خوب → هوب خوز → هوز بنابراین، «هوز» گونهٔ گویشی واژهٔ تاریخیِ «خوز» است. 📚 منابع: Lazard, G. Grammaire du persan contemporain. Paris, 1957. (ص ۲۲، دربارهٔ دگرگونی واج /x/ به /h/) Henning, W. B. A Grammar of Pahlavi. London, 1958. حاتمی، ناصر. گویش دزفولی و شوشترى. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۹. --- ۲. خاستگاه تاریخی در متون فارسی میانه و پهلوی، نام این ناحیه به صورت Hūz / Hūzagān آمده است. در فارسی باستان ن…
* اوستایی و پهلوی