واجب
زبان مبدأ: فارسی
- لازم، ضرو
- فعلی که عمل بدان لازم است و ترکش گناه دارد.
- سزاوار، شایسته.
- مایحتا
- ~ عینی واجبی که هر فرد مسلمان مکلف است به شخصه انجام دهد. ؛ ~ کفایی واجبی است که چون بعض افراد آن را انجام دهند، تکلیف از گردن دیگران ساقط شود. مانند: کفن و دفن اموات.
#فعلی که عمل بدان لازم است و ترکش گناه دارد. #سزاوار، شایسته. #مایحتا