وحدت
زبان مبدأ: فارسی
- وحدة
- یکی بودن، یگانه بودن. مق کثرت.
- صفت یگانگی، یکی بودن. ؛ ~ ملی اشتراک همة افراد یک ملت در آمال و مقاصد چنان که به منزلة مجموعة واحدی به شمار آید. ؛ ~وجود عقیدهای است مبتنی بر این که جهان وجود از جمادات و نباتات و حیوانات و معادن و مفارقات و فلکیات همه یک وجودند که در مرتبت فوق و اقوی و اشدّ، وجود خدا قرار دارد.
* عربی # وحدة