وقص
زبان مبدأ: فارسی
- شکستن (گردن و غیره)
- در علم عروض جمع بین اضمار و خبن. «آن است که دوم فاصله را بیفکنند (از متفاعلن)
- «مفاعلن» ماند و «مفاعلن» چون از «متفاعلن» منشعب باشد آن را موقوص خوانند یعنی گردن کوتاه و چون از سه متحرک فاصله بدین زحاف یکی ساقط میشود، آن را به کوتاهی گردن تشبیه کردند.
- اسم عیب، نق