گنج
زبان مبدأ: فارسی
- اسم خزانه زر و سیم، جواهری که در جایی پنهان باشد. ثروت بسیار.
- اسم گنج ممکن است در زبان معیار باستان به گن - جِ قابل تجزیه باشد.
- اسم گنجایش، ظرفیت. انبار، مخزن، گنجه، گنجینه
- اسم خر دم بریده.
- اسم گنج باد آورده کنایه از: گنج یا ثروتی که بدون رنج و زحمت نصیب انسان گردد.