بلو

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم نامیست که در گرگان به داردوست دهند. (یادداشت مرحوم دهخدا). در رامیان، پاپیتال را گویند. (یادداشت مرحوم دهخدا). پیچک. گیاه پیچنده.
  2. اسم افزاری مانند قندشکن برای شیار زمین که زنان کُنند.
  3. اسم بلن. نوعی ظرف سفالی (گلی) بزرگ و مشبک به شکل (گنبد یا مخروط) که مخصوص نگهداری غذا است. در گذشته که امکان استفاده از یخچال برای نگهداری مواد غذایی (مانند ماست، پنیر، تخم مرغ، گوشت و غذای پخته‌شده) وجود نداشت، مردم (به خصوص اهالی آران و بیدگل) مواد غذایی خود را در زیرزمین و سرداب‌ها که هوایی خنک داشت، نگهداری می‌کردند و بر روی آن بلن یا بلو می‌گذاشتند. این محفظه مواد غذایی را مدت محدودی از دستبرد گربه و سایر جوندگان محافظت می‌کرد. هم چنین وقتی جوجه‌های مرغ از تخم بیرون می‌آمدند، برای حفاظت آنها از حمله گربه‌ها، آنها را زیر بلن نگهداری می‌کردند تا به حد کافی بزرگ شوند.
  4. اسم دهی از دهستان گورک سردشت، بخش سردشت شهرستان مهاباد. سکنه آن ۲۲۱ تن. آب آن از رودخانه سردشت و محصول آن غلات و توتون و حبوب است.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}