رامبد

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم از نام‌های روزگار ساسانی و در فارسی کنونی از نام‌های پسرهاست. رام به معنی آرامش، ایزد هواست که نگاهبانی روز بیست و یکم ماه را بر عهده دارد. یشت یازدهم اوستا موسوم به رام یشت در ستایش اوست. نام او با صفت دارندهٔ چراگاه‌های خوب همراه بوده و معمولاً با ایزد مهر می آید. بنابراین با چریدن در ارتباط است و می‌تواند دو معنی داشته باشد، یکی دارندهٔ آرامش و دوم، با توجه به مفهوم چریدن، رییس گوسفندچران‌ها چنان که رامیان به معنی گوسفندچران و در هر دو معنی با ایزد رام و هوا مرتبط است. فرشته‌ی صلح و آرامش.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}