صندلی
زبان مبدأ: فارسی
- اسم منسوب به صندل؛ وسیلهای که روی آن مینشینند. سندلی، چوکی به زبان هندی.
- اسم صندلی الکتریکی: نوعی صندلی فلزی که از آن جریان برق عبور داده و برای اعدام به کار میبرند.
- اسم صندلی چرخدار: نوعی صندلی دارای چرخ برای افراد معمول و بیمارانی که قادر به حرکت نیستند، ویلچر.
- اسم دوست دارد روی صندلی بنشیند و شامش را بخورد.