آئین

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم شیوه مناسب و مطلوب. راه و روش. آیین.
  2. اسم کارهایی که به شیوه‌ای خاص و یا از پیش تعیین شده انجام میشود. مراسم.
  3. اسم دین، مذهب.
  4. اسم دستور کار، قاعده.
  5. اسم (قدیم): عادت خوی.
  6. اسم (قدیم): سرشت، نهاد.
  7. اسم (جلال، شکوه.
  8. اسم (قدیم): وسایل زندگی.
  9. اسم (قدیم): طاق نصرت.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}