چینی

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم (مواد): گِل سفید پخته و لعاب داده شده که از آن بشقاب، فنجان، و دیگر ظروف و اشیای زینتی می‌سازند. هر نوع ظرف یا قطعات تزیینی و صنعتی، که با این گِل ساخته می‌شود.
  2. اسم نوعی از گل نسیرین‌‌.
  3. اسم اهل چین، زبان کشور چین، هر چیز ساخته شده در چین.
  4. اسم ظروف آبگینه که در قدیم از چین می‌آوردند.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}