بار

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم آنچه بوسیله انسان یا چهارپا یا وسایل دیگر حمل شود. مترادف سنگینی، کار. گناه.
  2. اسم دفعه، نوبت. مسئولیت، تکلیف.
  3. اسم مرتبه و واحدای برای شمارش مانند یکبار، دوبار، چندین‌بار.
  4. اسم جِرمی که در اثر اختلال دستگاه گوارش بر روی زبان پیدا شود.
  5. اسم محصول، محصول درخت، بر. گاه محصول، برای درختان میوه محموله (بار).
  6. اسم بچه‌ای که در شکم مادر.
  7. صفت بزرگ، بزرگوار. نیکوکار.
  8. پسوند به صورت پسوند در آخر برخی واژه‌ها معنای ساحل، کنار و انبوهی می‌دهد مانند: جویبار، زنگبار.
  9. پسوند واحدی در فشار تقریباً معادل جو
  10. پسوند محلی در هتل‌ها برای صرف انواع نوشیدنی.
  11. پسوند اجازه، رخصت. اجازه حضور نزد شاه یا امیر.
  12. پسوند دفعه، مرتبه.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}