سوگند

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم قسم، اقرار و اعترافی که شخص از روی شرف و ناموس خود می‌کند و خدا یا بزرگی را شاهد می‌گیرد.
  2. اسم گوگرد (سوگند خوردن در قدیم خوردن آب آمیخته با گوگرد بوده‌
  3. اسم قسم
  4. اسم فعل «سوگند خوردن» نیز از همین ریشه برگرفته شده‌است. وقتی که کسی میگوید که «من سوگند میخورم که...» در واقع حرف خود را تضمین میکند به اینکه حاضر است به خاطر این سخن خود، ریسک خوردن سوگند را می‌پذیرد.

به معنای گوگرد در اوستا سئوکنته به معنای گوگرد.در قدیم برای تشخیص گناهکاری و یا بی گناهی فرد مقداری اب به همراه گوگرد به متهم می‌خوراندند و از تاثیر ان گناهکار یا بی گناه بودن وی را تعیین می‌کردند. # فعل «سوگند خوردن» نیز از همین ریشه برگرفته شده‌است. وقتی که کسی میگوید که «من سوگند میخورم که...» در واقع حرف خود را تضمین میکند به اینکه حاضر است به خاطر این سخن خود، ریسک خوردن سوگند را می‌پذیرد.

{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}