حرف
زبان مبدأ: فارسی
- اسم هر یک از واحدهای الفبا یا هریک از نشانههای نوشتاری، که مجموع آنها الفبا را تشکیل میدهد. سخن، گفتار. مفردِ احراف.
- اسم (ادبی): در دستور زبان کلمهای که معنی مستقل ندارد و تنها برای پیوند دادن کلمهها یا جملهها یا نسبت دادن کلمهای به کلمه دیگر بکار میرود مانند: با، از، تا، که، را ...
- اسم حرفهها، شغلها، مشاغل.
- اسم حرف خود را به کرسی نشاندن کنایه از: سخن خود را به دیگران قبولاندن.
- اسم حرف توی دهان کسی گذاشتن کنایه از: سخنی را به کسی تلقین کردن.