چادر

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم پوششی پارچه‌ای، که زنان مسلمان ایرانی بسر می‌اندازند و به شکل نیم دایره بزرگی است که تمام بدن را می‌پوشاند.
  2. اسم (قدیم): پوششی از پارچه ضخیم که برای محافظت از آفتاب، باد، باران که عشایر و چادرنشینان از آن استفاده می‌نمایند. سایبان، خیمه، پرده بزرگ.
  3. اسم پوششی ضخیم که روی اتومبیل و نظایر آن می‌کشند تا از اشعه آفتاب و مانند آن محافظت نماید.
  4. اسم پوششی برای خانم‌ها. خیمه. پرده بزرگ. سایبان. بالاپوش زنان. ردا. پارچه‌ای که زنان برای پوشانیدن چهره و دست‌ها و سایر اعضا و البسه بر روی همه لباس‌ها پوشند. جامه رویین زنان. جامه بی‌آستين زبرین زنان که تمام سر و تن و پای و دست را از نظرها مستور دارد. پارچه‌ای است عریض و طویل که زن‌ها سر می‌کنند. ردای زنان. بالاپوش. پرده. حجاب. و رجوع به حجاب شود: زن از چادر غافل ماند، گوشه چادر بگشاد... پاره اي خاک در چادر بست . (سندبادنامه ص 70)
  5. اسم مطلق سرپوش. پوشش. مطلق پوشش. هر چیزی از پارچه و جز آن که جایی يا کسی يا چیزی را بپوشاند.
  6. اسم پارچه عریض و طویل که رختخواب در آن می‌بندند. چادر شب.
  7. اسم لحاف. روپوش که هنگام خواب بر روی خود اندازند. لحاف ... هر جامه‌ای که بالای جامه‌ها باشد همچو چادر و مانند آن. ملحفه. خیمه . خرگاه . شادروان . سایبان . صاحب آنندراج نويسد:«در ترکی به معنی خيمه و با لفظ زدن مستعمل است».
  8. اسم سفره و سماط. خرقه. آبشار. بالن کفن.
  9. اسم اتحمی:نوعی از چادرهای یمن. اتحمیه; نوعی از چادرهای یمن. تحمه; چادرهایی که بر آن خطوط زرد باشد. ازار; چادر و شلوار. لفاع; چادر يا گلیم يا گستردنی ... جرده; چادر سوده و کهنه. جنينه; نوعی از چادر ابريشمی است. جلباب; پیراهن و چادر زنان و معجر يا چادری که زنان لباس خود را بدان از بالا بپوشند. خمله; چادر جامه خواب‌دار و جامه مخمل مانند چادر و جز آن. خمیله; چادر مخمل خواب‌دار. ردا; چادر. مرداه; چادر. ریطه; چادر يک لخت يا هر جامه نرم و تنک که زنان بر سراندازند. رائطه; چادر يک لخت که زنان بر سر افکنند. سیح ; نوعی از چادر. سند; نوعی از چادرها. سمط; چادر بی آستر که بر دوش اندازند يا چادر از پنبه. شرعبی; نوعی از چادرها. صيدن; چادر درشت‌بافت. صتیه; چادر و جامه‌ای است یمنی. طیلس; چادر. طیلسان; چادر. طرحه; چادر. عصب; نوعی از چادر. عطاف; چادر. عاطف; چادر. معطف; چادر. عبعب; چادر باريک و نازک از پشم شتر. غد…
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}