صدا
زبان مبدأ: فارسی
- اسم آنچه شنیده میشود، احساس ناشی از تحریک شدن اعصاب شنوایی، ارتعاش مکانیکی، که بر اعصاب شنوایی اثر میگذارند و باعث شنیدن میشوند، آوا، صوت، پژواک، انعکاس صوت، بانگ، آواز.
- اسم آنچه که شنیده میشود.
- اسم 👌 واژهی سدا/صدا یکی از نمونههای روشنِ پیوستگی واژگان اوستایی → پهلوی → فارسی نو است. حتماً — اگر منظورتان این است که همان توضیحها و نکتههایی که نوشتهاید را با ساماندهی بهتر بازنویسی کنم و منابع معتبر کتابی را در پایینِ متن (بهصورت یک بخش جداگانه) بیاورم، این نسخهی ویرایششده و مرتبشده تقدیم شماست: --- واژهٔ سَدا / صدا نمونهای روشن از پیوستگی واژگان در سه دورهٔ اوستایی → پهلوی → فارسی نو 1. در اوستایی ریشهٔ sadā- (𐬯𐬀𐬛𐬁) از sa- (برآمده از ریشهی sai- / sāy- = ستودن، بانگ زدن، خواندن) + پسوند اسمیساز -dā- ساخته شده است. این پسوند را در واژههای دیگر اوستایی نیز میبینیم، مانند fra-dā- «پدید آمده / پدیدار». بنابراین sadā- معنای «آواز / بانگِ برآمده و شنیدهشده» دارد. 2. در پهلوی در خط پهلوی به صورت s’d’ (سدا) ضبط شده و به معنی «بانگ، فریاد، آواز» است. این استمرارِ تقریباً بیتحولِ ص…
- اسم صدای چیزی را درنیاوردن کنایه از: درباره آن با کسی سخن نگفتن و رازش را فاش نکردن.
- اسم صدای کسی را درآوردن کنایه از: موجب خشم و اعتراض او شدن.
- اسم صدای کسی از جای گرم درآمدن کنایه از: غافل و بیخبر بودن، از دشواریها خبر نداشتن.
*اوستایی و پهلوی