زیر
زبان مبدأ: فارسی
- اسم آن بخش از هر چیزی که رو بسوی زمین دارد؛ پایین.
- اسم صدای نازک.
- اسم زیر بار رفتن کار یا وضع سختی را پذیرفتن.
- اسم زیر پا گذاشتن: بی اعتنایی کردن، اهمیت ندادن.
- اسم زیر چیزی را زدن: آن را انکار کردن.
- اسم زیر سیبلی رد کردن: نادیده گرفتن.