زیر

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم آن بخش از هر چیزی که رو بسوی زمین دارد؛ پایین.
  2. اسم صدای نازک.
  3. اسم زیر بار رفتن کار یا وضع سختی را پذیرفتن.
  4. اسم زیر پا گذاشتن: بی اعتنایی کردن، اهمیت ندادن.
  5. اسم زیر چیزی را زدن: آن را انکار کردن.
  6. اسم زیر سیبلی رد کردن: نادیده گرفتن.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}