تریاق

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم پادزهر، پازهر، ضد سم، تریاک(ماده تسکین دهنده).
  2. اسم مَی، مَی و شراب، داروی اکبر.
  3. اسم تریاق که بر دو قسمت تَر - یاق قابل تجزیه است، پسوند آن یعنی یاق، اشاره به بارش و باریدن نیز هست.
  4. اسم تریاق، گذشته از مفاهیم فوق، به صورت تِر - یاق نیز مصطلاح بوده ولی تِر بجای تَر به آن معنی دیگری خواهد بخشید، احتمالا مسهل و شست‌و شو کننده دستگاه گوارش.گوارش مدنظر بوده‌است.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}