پا

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم (جانوری): هر یک از عضوهای تحتانی بدن انسان و برخی جانوران که برای راه رفتن یا ایستادن بکار می‌رود. یکی از اندام‌های بدن از بیخ ران تا سرپنجه.
  2. اسم واحدی برای طول برابر با یک قدم متوسط، گام.
  3. اسم (عامیانه): این پا اون پا کردن کنایه از: مردد بودن، دو دل بودن.
  4. اسم (عامیانه): سر از پا نشناختن کنایه از: با اشتیاق سوی مقصود رفتن.
  5. اسم (عامیانه): پا را کج گذاشتن کنایه از: کار زشت و ناپسند کردن.
  6. اسم (عامیانه): از پا افتادن کنایه از: خسته شدن، از کار افتادن.
  7. اسم (عامیانه): از پا در آمدن کنایه از: ضعیف شدن، مردن.
  8. اسم (عامیانه): پا پیش گذاشتن کنایه از: اقدام کردن برای امری.
  9. اسم (عامیانه): پا توی کفش کسی کردن کنایه از: با او در افتادن، به آزار او برخاستن.
  10. اسم (عامیانه): پا در هوا ماندن کنایه از: بلا تکلیف ماندن.
  11. اسم (عامیانه): پا را توی یک کفش کردن کنایه از: روی عقیدة خود پافشاری کردن، لجاج ورزیدن.
  12. اسم پی بودن، حریف در قمار و کارهای دیگر.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}