شاخ
زبان مبدأ: فارسی
- اسم شاخة درخت.
- اسم نوعی ابزار دفاعی استخوان مانند که بالای سر حیواناتی مانند گاو و گوزن و... میروید.
- اسم پاره، قطعه، شعبه. ؛ ~ در آوردن کنایه از: بسیار تعجب کردن. ؛ ~ ِ غول را شکستن کار فوق طاقت انجام دادن. ؛ با ~ گاو درافتادن کنایه از: حد خود را نشناختن و با قوی تر از خود پنجه درافکندن.
- اسم تهدید کردن، قدرت خود را به رخ کشیدن.
- اسم شاخ