شمشیر
زبان مبدأ: فارسی
/www.indogermanistik.uni-jena.de/
- اسم سلاحی آهنین و فولادین که دارای تیغهای بلند و منحنی و برنده
- اسم سیف . سلاحی آهنین و برنده که تیغه ٔ آن دراز و منحنی و داری یک دمه است . تیغ آن شم شیر است که دم شیر و ناخن شیر است چه شم بمعنی دم و ناخن هر دو آمده است . (از غیاث ) (برهان ). صاحب آنندراج گوید: مرکب است ازشم و معنی آن ناخن و شیر، زیرا که این سلاح مانا است به ناخن شیر و شم بمعنی دم آمده چون سلاح مذکور به دم شیر مشابهتی دارد به این اسم موسوم گشت و خون آشام از صفات و دندان ، ناخن ، مد، بسم اﷲ، نهنگ و طاق مصر از تشبیهات اوست و با لفظ زدن ، افکندن ، خواباندن و نهادن مستعمل است و شمشیر در نیام کردن ، شمشیر برآهیختن ، آختن ، کشیدن ، از نیام کشیدن ، از نیام برآوردن ، هوا کردن و علم کردن از ترکیبات اوست و با لفظ خوردن نیز مستعمل ، مثل تیغ خوردن و خنجر خوردن . (آنندراج ). حربه ٔ آهنین و فولادین که دارای سینه ای بلند، منحنی ودمه ای برنده است . (فرهنگ فارسی معین ). تیغ ابیض . ابوالصلت . حربه ٔ آهنین و…
- اسم ~ را از رو بستن کنایه از: حالت تهدیدآمیز به خود گرفتن.
- اسم ~ را غلاف کردن کنایه از: از تهدید دست کشیدن و از در سازش درآمدن.
- اسم اصمع؛ شمشیر بران و بر اشرف مواضع برآینده .
- اسم اصلیت ؛ شمشیر زدوده ٔ بران آهیخته . (از منتهی الارب ).
- اسم صارم ؛ شمشیر تیز. (دهار).
- اسم عراص ؛ شمشیر لرزان . (منتهی الارب ).
- اسم دلق ؛ شمشیر از نیام برآوردن . (تاج المصادر بیهقی ).
- اسم خشیب ؛ شمشیر بساخت نخستین که هنوز سوهان و صیقل نکرده باشند آنرا.
- اسم ذملق ؛ شمشیر تیز.
- اسم فرند؛ شمشیر جوهردار.
* از پارسی میانه 𐭱𐭬𐭱𐭩𐭫 (šamšēr/šmšyl) یا 𐭱𐭯𐭱𐭩𐭫 (šafšēr/špšyl). همچنین در پارسی میانهی مانوی: (šafšēr/šfšyr) و پهلوی (پارتی) : 𐭓𐭉𐭎𐭐𐭎 (safsēr/sfsyr). برای آگاهی بیشتر بنگرید به: սուսեր (suser) در ارمنی کهن، ܣܦܣܝܪܐ (sap̄sērāʾ) در سریانی کلاسیک، ספסרא و ספסירא (sap̄sērāʾ) در آرامی بابلی یهودی و یونانی باستان σαμψήρα (sampsḗra).