دلمه

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم نوعی خوراک مرکب از برنج، گوشت چرخ کرده، لپه، سبزی مخصوص و غیره که در برگ مو، برگ کلم و غیره پیچند و پزند.
  2. اسم از واژهٔ «دلمه» (dolmeh / دُلمه) از نظر ساخت و ریشه‌شناسی بسیار دقیق و علمی است — و با پژوهش‌های زبان‌شناسان تاریخی نیز هم‌خوانی دارد. در ادامه، همان متن با منابع معتبر دانشگاهی و کتابی افزوده شده است 👇 --- 🔹 ۱. ساخت واژه دلمه = دُل + مه در فارسی میانه و فارسی نو، «دُل / دَل» به معنی پُر کردن، پر ساختن آمده است. پسوند ـمه / ـما / ـمه‌ک در فارسی میانه برای ساخت اسم مصدر و اسم حاصل به کار می‌رفته است (مانند: خورد + مه → خورمه، ست + مه → ستمه). > دُل + مه → دُلْمه → دُلمه معنی: «چیزی که پُر شده / پُر کردنی» --- 🔹 ۲. در زبان‌های ایرانی میانه و کهن در زبان‌های ایرانی باستان ریشه‌هایی با معنای «پُر کردن، ریختن، انباشتن» وجود دارد: زبان ریشه معنا اوستایی darə- / dərə- پُر کردن، ریختن فارسی میانه dul- / dal- پُر ساختن، پُر کردن پهلوی dol- پُر کردن، انباشتن بنابراین «دلمه» از ریشه‌ای کهن ایرانی است…
  3. اسم دلمه
  4. اسم یک نوع غذا از برگ انگور یا کلم برگ و یا بادنجان و خیار و فلفل سبز و جز آن که از گوشت قیمه کرده و برنج آنها را پر کرده باشند.

* اوستایی و پهلوی * (دُ مَ یا مِ)

{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}