دلمه
زبان مبدأ: فارسی
- اسم نوعی خوراک مرکب از برنج، گوشت چرخ کرده، لپه، سبزی مخصوص و غیره که در برگ مو، برگ کلم و غیره پیچند و پزند.
- اسم از واژهٔ «دلمه» (dolmeh / دُلمه) از نظر ساخت و ریشهشناسی بسیار دقیق و علمی است — و با پژوهشهای زبانشناسان تاریخی نیز همخوانی دارد. در ادامه، همان متن با منابع معتبر دانشگاهی و کتابی افزوده شده است 👇 --- 🔹 ۱. ساخت واژه دلمه = دُل + مه در فارسی میانه و فارسی نو، «دُل / دَل» به معنی پُر کردن، پر ساختن آمده است. پسوند ـمه / ـما / ـمهک در فارسی میانه برای ساخت اسم مصدر و اسم حاصل به کار میرفته است (مانند: خورد + مه → خورمه، ست + مه → ستمه). > دُل + مه → دُلْمه → دُلمه معنی: «چیزی که پُر شده / پُر کردنی» --- 🔹 ۲. در زبانهای ایرانی میانه و کهن در زبانهای ایرانی باستان ریشههایی با معنای «پُر کردن، ریختن، انباشتن» وجود دارد: زبان ریشه معنا اوستایی darə- / dərə- پُر کردن، ریختن فارسی میانه dul- / dal- پُر ساختن، پُر کردن پهلوی dol- پُر کردن، انباشتن بنابراین «دلمه» از ریشهای کهن ایرانی است…
- اسم دلمه
- اسم یک نوع غذا از برگ انگور یا کلم برگ و یا بادنجان و خیار و فلفل سبز و جز آن که از گوشت قیمه کرده و برنج آنها را پر کرده باشند.
* اوستایی و پهلوی * (دُ مَ یا مِ)