آب‌خیز

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم (کشاورزی): بخشی از زمین که آب ناشی از بارندگی‌های وارد به آن به یک رودخانه، آب‌رو، دریاچه، یا آب‌انباشت می‌رسد.
  2. اسم (قدیم): طوفان بویژه طوفان دریایی، و به مجاز، حادثه هولناک. برخی واژه‌نامه‌ها به موج دریا هم نسبت داده‌اند که نادرست است.
  3. اسم چشمه، مسیل، جایی که آب بسبب بارندگی در آن جریان پیدا کند.
  4. اسم آبخیز با ترکیب فعل خزیدن ساخته شده اما بمعنای جوی و رود نیست.
  5. اسم زمین پر آب. مَد مقابل جزر. مو
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}