بن دندان

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم ریشه دندان.
  2. اسم لثه.
  3. اسم قصد، اراده.
  4. اسم فرمانبرداری و اطاعت با میل و رغبت.
  5. اسم بن دندان واژه پارسي هست كه ترجمه لثه مي باشد.
  6. اسم ترا در هر بن دندان بود لذت خداوندت
  7. اسم به هر نانی که گردانی ز هر حالت خبر دارد.
  8. اسم ناصرخسرو.
  9. اسم چون گذشت از لب او ریخت بچاه ذقنش
  10. اسم آب حیوان بخدا در بن آن دندان است .
  11. اسم دگر چون بندگان آیند خدمت را میان بسته
  12. اسم گرامی دارشان کان آمدن هست از بن دندان .
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه انگلیسی

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}