دشت
زبان مبدأ: فارسی
- اسم صحرا، زمین پهناور و ناهموار.
- اسم دستلاف.
- اسم پیش مزد.
- اسم فروش اول هر کاسب.
- اسم دشت کردن نخستین بار، پول گرفتن، فروختن جنس اولین بار در هر روز.
- اسم دشت کسی را کور کردن کنایه از: اولین بار فروش از او نسیه خریدن، موجب کسادی کار او شدن.
- اسم پول نخستين فروش خود در روز، يا هفته، يا ماه و سال.