بان

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم (گیاهی): درختی با برگ‌های سبز و لطیف و خوشبو که از دانه‌های آن روغن معطر می‌گیرند و برگ، میوه و دانه آن مصرف خوراکی و دارویی دارد.
  2. اسم (قدیمی): ماده‌ای خوشبو که از درخت بان تهیه می‌شده است.
  3. اسم (عامیانه): بام، کفترپرانی بالای بانی رفت.
  4. اسم جزء پسین بعضی از کلمه‌های مرکب، به معنی محافظ و نگه‌دارنده‌‌. نگهبان، پاسبان، دریابان.
  5. اسم در آخر کلمه افزوده می‌شود و معنی حفاظت و نگاهبانی را می‌رساند: باغبان، دربان، دیده‌بان.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}