بان
زبان مبدأ: فارسی
- اسم (گیاهی): درختی با برگهای سبز و لطیف و خوشبو که از دانههای آن روغن معطر میگیرند و برگ، میوه و دانه آن مصرف خوراکی و دارویی دارد.
- اسم (قدیمی): مادهای خوشبو که از درخت بان تهیه میشده است.
- اسم (عامیانه): بام، کفترپرانی بالای بانی رفت.
- اسم جزء پسین بعضی از کلمههای مرکب، به معنی محافظ و نگهدارنده. نگهبان، پاسبان، دریابان.
- اسم در آخر کلمه افزوده میشود و معنی حفاظت و نگاهبانی را میرساند: باغبان، دربان، دیدهبان.