که

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم ضمیر پرسشی به معنی چه کسی، کی.
  2. اسم : مخففِ کاه.
  3. اسم : مخفف کوه، کُه بیستون (شاهنامه).
  4. صفت : مقابلِ مه، که و مه، کوچک؛ خُرد.
  5. ضمیر ضمیر پرسشی یا استفهامی که درباره افراد به کار می‌رود؛ چه کسی؟؛ کدام فرد؟
  6. ضمیر به معنای کسی مبهم و یا نامعین در ترکیب با و با تأکید بر «آن»، «این»، «هر»، و ضمایر شخصی. شخصی که:
  7. ضمیر ضمیر مبهم یا نامعین به معنای «کسی مبهم و یا نامعین»؛ شخصی که:
  8. ضمیر (حرف موصول): قسمتی از جمله را به قسمت‌های دیگر پیوند می‌دهد:
  9. ضمیر «ابله آن گرگی که او نخجیر با شیر افکند / احمق آن صَعوه که او پرواز با عَنقا کند (منوچهری: ۲۵)،
  10. ضمیر (عامیانه): برای بیان اعتراض خفیف به کار می‌رود: این شیر خراب است که، این لباس که باز کثیف است.
  11. ضمیر (عامیانه): برای تٲیید و تٲکید به کار می‌رود: که گفت پول را نمی‌دهم، آره؟، دیدی که.
  12. ضمیر هنگامی‌که:
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}