دارتالاب

زبان مبدأ: فارسی

  1. سرده‌ای از کاج‌سانان با یک تا سه گونه که در قارۀ امریکای شمالی پراکنده‌اند؛ گونه‌های این سرده تا حد زیادی در برابر زمین‌های غرقاب مقاوم هستند و در قسمت‌های شمالی خزان‌دار و در بخش جنوبی همیشه‌سبز تا نیمه‌همیشه‌سبزند؛ گیاهان این سرده به شکل درختان بلند به ارتفاع ۳0 تا ۴۶ متر با تنه‌ای به قطر دو تا سه متر هستند؛ مخروط‌های مادۀ آنها کروی به قطر دو تا سه‌ونیم سانتیمتر با ده تا ۲۵ فلس است که هر فلس یک یا دو دانه دارد و هفت تا نُه ماه پس از گرده‌افشانی بالغ و با جدا شدن فلس‌ها آزاد می‌شوند و مخروط‌های نر در خوشه‌هایی آویخته ایجاد می‌شوند و گرده‌های خود را در اوایل بهار آزاد می‌سازند.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}