آمودن

زبان مبدأ: فارسی

  1. فعل (قدیم): آراستن، زینت دادن. ساختن یا گرفتن چیزی یا مهیا کردن کسی یا چیزی برای انجام کاری در آینده؛ آماده کردن.
  2. فعل افزودن چیزی به یک شی یا مکان، بویژه به عنوان تزیین.
  3. فعل (برنامه‌نویسی): افزودن عملکردهایی به یه تابع یا متد.
  4. فعل برآمودن؛ به نخ کشیدن گوهرها و مهره‌ها، تزئین کردن، آماده کردن.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}