آمودن
زبان مبدأ: فارسی
- فعل (قدیم): آراستن، زینت دادن. ساختن یا گرفتن چیزی یا مهیا کردن کسی یا چیزی برای انجام کاری در آینده؛ آماده کردن.
- فعل افزودن چیزی به یک شی یا مکان، بویژه به عنوان تزیین.
- فعل (برنامهنویسی): افزودن عملکردهایی به یه تابع یا متد.
- فعل برآمودن؛ به نخ کشیدن گوهرها و مهرهها، تزئین کردن، آماده کردن.