پری

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم نژاد پری برخلاف برخی تفکرات وجود خارجی داشته و ایرانی بودند یعنی به زبان هند و اروپایی متکلم بودند؛ شناخته‌ شده‌ترین قبایل منسوب به پریان سه گروه قومی ماد، پارس و پارت بودند.
  2. اسم موجود متوهم صاحب پر که اصلش از آتش است و به چشم نيايد و غالباً نيکوکار است به عکس دیو که بدکار باشد. فرشته، مقابل ديو. همزاد. جان. جن. جنی. جنت (جِنًّة)
  3. اسم خافی. خافیه. خافیا. حوری. ملک (مَلک)
  4. اسم روحانی. خندله. نوعی از زنان جن که نهايت خوبرو باشند. بعضی از ثقلان که جن و انس باشد. مؤنث جن، که به صورت زنی زیبا تصور می‌شود.
  5. اسم در آخر بعضی اسم‌های مرکبه آمده است مانند ناف‌پری (نوعی شیرینی)#
  6. اسم نازپری، نام دختر پادشاه خوارزم که در حباله بهرام گور بود.
  7. اسم آدمی را از بسياری خوشگلی و تر و تازگی و لطافت گاه پری گویند.
  8. اسم نوعی از پارچه و قماش است در نهایت ملائمی بسان مخمل، خوابکی هم دارد و رنگارنگ می‌باشد و از آن مسند و فرش سازند.
  9. اسم گونه‌ای پارچه‌ی بسیار لطیف
  10. اسم نام دختر ایرانی
  11. اسم مخفف پریر، بر سر واژه‌های شب و روز می‌آید و معنای دو شب پیش یا دو روز پیش را می‌دهد.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}