پری
زبان مبدأ: فارسی
- اسم نژاد پری برخلاف برخی تفکرات وجود خارجی داشته و ایرانی بودند یعنی به زبان هند و اروپایی متکلم بودند؛ شناخته شدهترین قبایل منسوب به پریان سه گروه قومی ماد، پارس و پارت بودند.
- اسم موجود متوهم صاحب پر که اصلش از آتش است و به چشم نيايد و غالباً نيکوکار است به عکس دیو که بدکار باشد. فرشته، مقابل ديو. همزاد. جان. جن. جنی. جنت (جِنًّة)
- اسم خافی. خافیه. خافیا. حوری. ملک (مَلک)
- اسم روحانی. خندله. نوعی از زنان جن که نهايت خوبرو باشند. بعضی از ثقلان که جن و انس باشد. مؤنث جن، که به صورت زنی زیبا تصور میشود.
- اسم در آخر بعضی اسمهای مرکبه آمده است مانند نافپری (نوعی شیرینی)#
- اسم نازپری، نام دختر پادشاه خوارزم که در حباله بهرام گور بود.
- اسم آدمی را از بسياری خوشگلی و تر و تازگی و لطافت گاه پری گویند.
- اسم نوعی از پارچه و قماش است در نهایت ملائمی بسان مخمل، خوابکی هم دارد و رنگارنگ میباشد و از آن مسند و فرش سازند.
- اسم گونهای پارچهی بسیار لطیف
- اسم نام دختر ایرانی
- اسم مخفف پریر، بر سر واژههای شب و روز میآید و معنای دو شب پیش یا دو روز پیش را میدهد.