لنگوته

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم صاحب بهار عجم گويد: تحقيق آن است که لنگوته لغت هندی است مرکب از لنگ بالکسر به معنی نره و اوت به «واو» مجهول به معنی پناه و پرده و فارسيان «هاء» بدان ملحق کرده و استعمال کنند.(آنندراج)
  2. اسم اين کلمه را مردم سيام از ما گرفته‌اند و به معنی قسمی ازار به کار برند .
  3. اسم لنگی کوچک که فقرا و درويشان در ميان بندند و بدان ستر عورت کنند: اصل اين لغت لنگکوته بوده ، يک کاف را به جهت سهولت کلام چنانکه رسم پارسيان است حذف کرده اند. (از فرهنگ انجمن آراي ناصری)
  4. اسم دل به فراغت ده و لنگوته بند -- از جهت زر نه به جان پوته بند (شاه داعی).
  5. اسم برمی‌کنم بروی ميان بند جانماز -- لنگوته را معارض شلوار ميکنم (نظام قاری).
  6. اسم برو ای دامک شلوار که بر ديده تو -- راز لنگوته نهان است و نهان خواهد بود (نظام قاری).
  7. اسم گه به لنگوته‌اش کنند بدل -- گه بود زير جامه در قصار (نظام قاری)
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}