خوسیدن
زبان مبدأ: فارسی
- فعل (دشتی): خوابیدن. خسبیدن. ومضارع خوسید (میخُوسد/میخُوسه) است.
- فعل (گذشته): احمد خوسیده. (احمد خوابیده است)
- فعل (مضارع): هر شو ساعت نه و نیم میخوسم. (هر شب ساعت نه و نیم میخوابم)
- فعل (امر): بخوس تا خسّه نشی. (بخواب تا خسته نشوی)