بادشکن

زبان مبدأ: فارسی

  1. صفت (پزشکی): ویژه‌گی دارو یا خوراکی که نفخ شکم را از بین می‌بَرَد.
  2. صفت دارویی که نفخ شکم بنشاند.
  3. صفت درپیوسته (باد + شکن)
  4. صفت دارو که نفخ معده بنشاند، که آروغ آرد و باد معده بيرون کند. بادکُش . محلل رياح . کاسرالرياح.
  5. صفت تمام دانه‌های چتريان بواسطه اسانس‌های خود به‌عنوان بادشکن بکار ميروند. (گياه شناسی گل گلاب ص 234)
  6. صفت زيره شکن است .
  7. صفت حائل ، حاجز برای باد: کوه‌ها بادشکن باشند.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}