گستاخ
زبان مبدأ: فارسی
- صفت جسور، بیادب، بیمحابا، بیپروا، بیپرده، متهور، صریح، جسور، دلیر، تند، شوخ، چالاک.
- صفت (پهلوی): ویستاخْو ، ارمنی وسته، پارسی باستان احتمالاً ویستهوا. (حاشیه برهان قاطع چ معین )
- صفت پذیره فرستاد شمّاخ را -- چه مایه دلیران گستاخ را (فردوسی)
- صفت باز گستاخان ادب بگذاشتند -- چون گدایان زله ها برداشتند (مولوی)