فیریدن
زبان مبدأ: فارسی
- خرامیدن، با ناز و تکبر رفتار کردن.
- مسخره کردن.
- خرامیدن، خرامیدن با ناز. تکبر و افاده کردن، بطر.
- پر نعمت شدن. به رفاه رسیدن.
- استهزا کردن، مسخره کردن، مسخره و استهزا کردن.
- زین و زآن چند بود بر که و مه -- مر تو را کشّی و فیریدن و غنج (سوزنی)