نگین
زبان مبدأ: فارسی
- اسم گوهر و سنگ قیمتی که روی انگشتر نصب کنند. (ناظم الاطباء)
- اسم فیروزه و لعل و یاقوت و الماس، زمرد یا دیگر سنگهای قیمتی که در نگیندان حلقه انگشتری کار بگذارند.
- اسم زن آرمان.
- اسم فصّ، نگینه. (یادداشت دهخدا)
- اسم نگین بدخشی بر انگشتری -- ز کمتر به کمتر خرد مشتری. (بوشکور)
- اسم بخندید بهرام و کرد آفرین -- رخش گشت همچون بدخشی نگین. (فردوسی)
- اسم برآید رخ کوه رخشان کند -- جهان چون نگین بدخشان کند. (فردوسی)