آزاد

زبان مبدأ: فارسی

  1. صفت (سیاسی): ویژگی آن‌که بدون فشار از طرف کسی یا گروهی بر طبق اصول شناخته‌شدهٔ جوامع مدنی زندگی می‌کند.
  2. صفت رها شده از گرفتاری یا چیزی آزار دهنده و نامطلولب مانند زندان یا اسارت.
  3. صفت رها، ول، وارسته.
  4. صفت بی‌قید و بند.
  5. صفت نوعی ماهی استخوانی که گوشت قرمز و چرب دارد و بزرگی آن تا یک متر می‌رسد.
  6. صفت درختی است از خانواده نارونان.
  7. صفت آنکه بنده کسی نباشد. مقابل بنده، عبد.
  8. صفت مختار، مخیر.
  9. صفت نجیب، اصیل.
  10. صفت سالم و بی‌گزند.
  11. صفت شاد، فارغ.
  12. صفت سرافراز.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}