قوری

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم ظرفی کوچک، کمابیش استوانه یا کروی برای دم کردن چای.
  2. اسم آوندی است لوله‌دار که در آن چای و جز آن دم می کنند.
  3. اسم دهی است از دهستان ازگاه بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد، سکنه آن ۲۱۱ تن. آب آن از چاه و رودخانه، محصولات آن غلات ، خرما، تنباکو و لیمو. شغل اهالی زراعت و باغداری و صنایع دستی، شغل زنان آنجا فرش و گلیم‌بافی است. (دهخدا: از فرهنگ جغرافیایی ایران)
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}