غوری

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم منسوب به غور که بلادی است در کوههای قریب هرات افغانستان. ساکن‌غور. اهل‌غور.
  2. اسم غوری تند را اشارت کرد -- تا مرا نیز خانه غارت کرد (نظامی)
  3. اسم وزین غوری غلامی نیز چون قند -- ز غوره کرد غارت خوشه‌ای چند (نظامی)
  4. اسم دهی است از دهستان حومه مشکان بخش نی‌ریز شهرستان فسا که در ۴۸ هزار گزی شرقی نی‌ریز، کنار راه فرعی حسن‌آباد به چاهک قرار دارد. جلگه و معتدل است. سکنه آن ۲۴۹ تن که فارسی زبانند. آب آن از قنات تامین میشود. محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و قالیبافی است. پاسگاه ژاندارمری و یک دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7)
  5. اسم قصبه‌ای است در ایالت تفلیس از قفقاز که در ۹۴ هزار گزی شمال غربی تفلیس، کنار رودخانه کور قرار دارد. مردم آن گرجی هستند و به قوم اوست منسوبند. چارپا و انگور فراوان دارد. (از قاموس الاعلام ترکی )
  6. اسم امیر غوری ابن‌غیاث‌الدین. او پسر کوچک ملک‌غیاث‌الدین پیرعلی بود. رجوع به حبیب‌السیر چ خیام ج 3 صص 433 - 434 شود.
  7. اسم حسین‌بن‌خرمین‌ غوری . سلطان و صاحب هرات در حدود قرن هفتم هجری بود. شیخ‌فخرالدین‌بن‌خطیب از شهر بامیان نزد او آمد و مورد اکرام قرار گرفت. رجوع به عیون الانباء ج 2 ص 24 و 29 شود.
  8. اسم فارس‌بن‌محمد‌ بن‌محمود بن‌عیسی‌غوری . وی از اهل بغداد بود و شاید غوری الاصل است. از احمدبن عبدالخالق وراق و محمدبن سلیمان باغندی و دیگران روایت کرد، و پسرش ابوالفرج محمد، و نیز ابوالحسن بن‌رزق‌بزار و دیگران از او روایت دارند. وی ثقه بود، و به سال 348 ه' . ق. درگذشت . (از اللباب فی تهذیب الانساب ج 2 ص 182)
  9. اسم مبارک‌شاه بن‌حسین مرورودی . ملقب به فخر‌الدوله‌و‌الدین . وی از رجال و صدر بزرگ غوریان بود. در دربار پادشاهان غوری، مانند سلطان علاءالدین و پسرش سیف‌الدین و سلطان اعظم غیاث‌الدین و شهاب‌الدین بسیار تقرب داشت. قصاید و رباعیات او به لطافت و سلاست مشهور است.
  10. اسم محمد بن‌سام بن‌حسین. ملقب به غیاث‌الدین و مکنی به ابوالفتح. رجوع به غیاث الدین غوری محمدبن سام و تاریخ گزیده چ لندن ص 406، 408، 410، 411 و 825 شود.
  11. اسم محمد بن‌فارس بن‌محمد غوری. معروف به ابن‌باغندی. وی از ابوحسین احمد بن‌جعفر بن‌محمد بن‌منادی و علی‌بن‌محمد مصری و احمدبن‌سلیمان نجاد و دیگران حدیث شنید، و محمدبن‌مخلد و ابوبکر‌خطیب از وی روایت کنند. او مردی نیکوکار و دیندار و صدوق بود، در جامع "المهدی" املاء می‌کرد و به شعبان سال 409 هجری قمری درگذشت (از معجم البلدان ذیل غور)
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}