اصفهان

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم : یکی از دستگاه‌های موسیقی ایرانی.
  2. اسم نام شهری کهن در مرکز ایران.
  3. اسم اصفهان در شاهنامه سپاهان نامیده شده که تا حدودی به واقعیت نزدیک است. اصفهان نیز مانند تهران با حرف اضافی «ه» همراه بوده که اگر برداشته شود اسپَ، اسپَ‌آن، شاید با اسپادانا مترداف باشد. نام شهر بدین صورت‌ها آمده است: انزان. گابیان. گابیه. جی. اسپاهان. سپاهان. اسپهان. صفاهان. اسفاهان. اصفاهان. اسبهان. اسفهان. اسباهان. اصبهان. در کتب تاریخی قدیم به نام گابا یا کی معرفی گردیده است. در قدیم آن را اسپادانا می‌گفتند. در دائرةالمعارف جغرافی فرانسه اسپدان و در نوشته های بطلمیوس آپادان و آپادانا نامیده شده است. (اصفهان نورصادقی). و دمشقی نام قدیم آنرا رشورجی آورده است و در گذشته آن را یهودیه یا دارالیهودی می خواندند. (برهان). در جغرافیای بطلمیوس اصبدانه نامیده شده است. و لقب آن دارالسلطنه بود، زیرا دیرزمانی پایتخت ایران بود. اصفهان و اصبهان معرب اسباهان یا بسفاهان است . مردم می گفتند اسفاهان یعنی لشک…
  4. اسم نام محلی در کنار راه تبریز و مراغه، میان سردرد و لایجان، در ۱۴۵۰۰ متری تبریز.
  5. اسم یکی از چهار مقام (مقامه ٔ) اصلی موسیقی است دارای دو فرع، حسینی و نوا. نام پرده‌ای از دوازده پرده ٔ موسیقی. آن را اصفهانک نیز خوانند.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}