باختن
زبان مبدأ: فارسی
- مغلوب شدن در قمار یا بازی.
- از بین رفتن تمام یا بخشی از مال.
- بخشیدن.
- از شدت ترس یا نگرانی سُست شدن، گیج شدن.
- چرخ دادن. ؛قافیه را ~ اشتباه کردن، در غلط افتادن.
- فعل شکست خوردن در کاری و قطع امید کردن از آن یا به عبارت دیگر ناامیدی و کنار گذاشتن آن کار.
- فعل شکستخوردن