باختن

زبان مبدأ: فارسی

  1. مغلوب شدن در قمار یا بازی.
  2. از بین رفتن تمام یا بخشی از مال.
  3. بخشیدن.
  4. از شدت ترس یا نگرانی سُست شدن، گیج شدن.
  5. چرخ دادن. ؛قافیه را ~ اشتباه کردن، در غلط افتادن.
  6. فعل شکست خوردن در کاری و قطع امید کردن از آن یا به عبارت دیگر ناامیدی و کنار گذاشتن آن کار.
  7. فعل شکست‌خوردن
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}