قطر
زبان مبدأ: فارسی
- اسم مس، مس گداخته.
- اسم ناحیه، اقلیم.
- اسم خطی که از مرکز دایره بگذرد و دو برابر شعاع
- اسم ترامون
- اسم ضخامت هر چیز.
- اسم اقطار.
- اسم باران، آن چه بچکد، واحد: قطره.
- اسم چکیدن.
- اسم چکاندن.
- اسم قطار.
- اسم قَ طَ
- اسم کشوری در جنوب خلیج فارس که با کشور عربستان سعودی همسایه است. پایتخت این کشور دوحه است.