ببر
زبان مبدأ: فارسی
- اسم (زیستشناسی) پستاندار گوشتخوار و درنده با نوارهای سیاه بر روی پوست.
- اسم جبه جامهای از پوست ببر که رستم هنگام جنگ پوشیدی و ببر بیان نیز گویند. (از فرهنگ رشیدی). جامهای بود از پوست درنده یا اکوان دیو که رستم هنگام جنگ میپوشید و آن را ببر بیان هم میگفتند.(فرهنگ نظام). و رجوع به ببر بیان شود.
- اسم نانی باشد که در روغن بریان کرده بخورند. (از برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (از فرهنگ شعوری). نانی که در میان روغن بریان کرده باشند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ نظام).