هاشم

زبان مبدأ: فارسی

  1. قید در دنیای باستان احتمالا مدیر شمع‌ها یا مدیر مشعل‌ها، کسی که در ارگ یا دیوان اداری وظیفه پخش و جمع‌آوری وسایل نوردهی در شب‌ها را داشت.
  2. قید دوشنده شیر.
  3. قید شکننده.
  4. قید آن که نان در اشکنه خرد کند.
  5. قید نامی است از نام‌های مردان.
  6. قید نام پدربزرگ پدر پیامبر اسلامرده:اسم‌های عربی.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}