هاشم
زبان مبدأ: فارسی
- قید در دنیای باستان احتمالا مدیر شمعها یا مدیر مشعلها، کسی که در ارگ یا دیوان اداری وظیفه پخش و جمعآوری وسایل نوردهی در شبها را داشت.
- قید دوشنده شیر.
- قید شکننده.
- قید آن که نان در اشکنه خرد کند.
- قید نامی است از نامهای مردان.
- قید نام پدربزرگ پدر پیامبر اسلامرده:اسمهای عربی.