پت
زبان مبدأ: فارسی
- اسم مایعی لعابدار که از کتیرا و نشاسته بدست میآید و آن را به لباس میمالیدند تا محکم شود، آهار. آش جامد.
- اسم پشم نرمی که از بن موی بز روید و آن را به شانه برآورند و از آن شال بافند؛ بز پشم، بزوشم، کرک، کلک.
- اسم کُرکهای ریز درهم تافته سطح بشره بعضی گیاهان، کرکها و الیاف نرم سطح بعضی اندامهای گیاهی؛ پرز، هر چیز نرم.
- اسم پَت: در گویش گنابادی به موی بدن انسان گویند. موی روی سینه و شرمگاه.
- اسم پُتْ: در گویش گنابادی یعنی صدا کردن چیزی هنگام برخورد با زمین یا چیز دیگر ، ترکیدن ، منفجر شدن
- اسم پِتَّ: در گویش گنابادی یعنی راز ، اسرار ، سِر ، کارهای بد و بدکاریها.
- اسم پَت: در گویش تونی یعنی مو
- اسم پِت: در گویش لُری یعنی بینی، دماغ.
- اسم پِت: در گویش لکی و گویش تویهای پِت شدن. زمانی که شخص در جمع مورد بیتوجهی و انتقاد قرار میگیرد ، به گوشهای رفته و در خود فرو میرود. به این حالت پت شدن میگویند.
- اسم موهای درهم و برهم، موهای آشفته که منظم کردن آن مشکل است. درهم فرو رفته. پتع، پتدع، پتیشق.
- اسم به تنهایی صرف نشده اما با اصطلاحاتی همراه است نظیر پترش یا پیتیگ.