پت

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم مایعی لعابدار که از کتیرا و نشاسته بدست می‌آید و آن را به لباس می‌مالیدند تا محکم شود، آهار. آش جامد.
  2. اسم پشم نرمی که از بن موی بز روید و آن را به شانه برآورند و از آن شال بافند؛ بز پشم، بزوشم، کرک، کلک.
  3. اسم کُرک‌های ریز درهم تافته سطح بشره بعضی گیاهان، کرک‌ها و الیاف نرم سطح بعضی اندام‌های گیاهی؛ پرز، هر چیز نرم.
  4. اسم پَت: در گویش گنابادی به موی بدن انسان گویند. موی روی سینه و شرمگاه.
  5. اسم پُتْ: در گویش گنابادی یعنی صدا کردن چیزی هنگام برخورد با زمین یا چیز دیگر ، ترکیدن ، منفجر شدن
  6. اسم پِتَّ: در گویش گنابادی یعنی راز ، اسرار ، سِر ، کارهای بد و بدکاری‌ها.
  7. اسم پَت: در گویش تونی یعنی مو
  8. اسم پِت: در گویش لُری یعنی بینی، دماغ.
  9. اسم پِت: در گویش لکی و گویش تویه‌ای پِت شدن. زمانی که شخص در جمع مورد بی‌توجهی و انتقاد قرار میگیرد ، به گوشه‌ای رفته و در خود فرو میرود. به این حالت پت شدن میگویند.
  10. اسم موهای درهم و برهم، موهای آشفته که منظم کردن آن مشکل است. درهم فرو رفته. پتع، پتدع، پتیشق.
  11. اسم به تنهایی صرف نشده اما با اصطلاحاتی همراه است نظیر پترش یا پیتیگ.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}