شیخ
زبان مبدأ: فارسی
- صفت در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه، رئیس طایف. مرد پیر، مرشد. مفردِ شیوخ.
- صفت در گویش نیشابوری مرد روحانی و عالم دینی مسلمان. آخوند. اطلاق کلی بر پیری که زیاد میداند متدین است و عمامه (دستار) بر سر دارد.
زبان مبدأ: فارسی
{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}
/{{ entry.ipa }}/
{{ sn.example }}
{{ entry.etymology }}
تعاریف ویکیواژه CC BY-SA است؛ موارد «واژهنامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.
با شماره موبایل وارد شوید. ثبتنام همان ورود است و سطح پیشفرض «عمومی» است.
{{ me.role_label }} · {{ me.mobile }}
{{ authMsg }}
سطح شما: {{ me.role_label }}. گلوساری خصوصی برای همهٔ اعضا هست. معنی ویژه فقط برای سطح ویژه و بالاتر دیده میشود.
سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمیشود.
فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.
جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تبدار یادداشت است. خطهایی که با # شروع شوند نادیده گرفته میشوند.
{{ gMsg }}