احدی

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم یک نفر، یا حتی یک نفر، هیچکس.
  2. صفت منسوب به احد؛ مربوط به خدای یگانه. فرقه‌ای از سپاهیان پادشاه.
  3. صفت احدی متشکل از اَحَ- دِی که مترادف «بگو بیاد» در زبان فارسی است. شاید این عبارت کمی عجیب به نظر آید ولی وقتی مخاطب یا مخاطبان چهار پایان اهلی باشند دیگر این اصطلاح عجیب به نظر نمی‌آید.
  4. صفت احدی گَس سِه.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}