احرام

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم بر خود حرام کردنِ بعضی چیزها (مانند استفاده از عطر) به منظور برگزاری مراسم حج. آهنگ حج کردن، در حرم درآمدن.
  2. اسم (مجاز): دو قطعه پارچه سفید دوخته نشده که در هنگام اعمال حج، یکی را مانند لُنگ بر کمر می‌بندند و دیگری را بر دوش می‌اندازند. جمع حَرَمْ، و حریم.
  3. اسم احرام ممکن است در زبان معیار باستان به دو صورت قابل تجزیه باشد؛ نخست اَ - حرام و دیگری اِح - رام؛ بیتی از شاهنامه راجع به احرام کیکاووس و کیخسرو:
  4. اسم نشستند با باژ هر دو بر اسپ/ دوان تا سوی خان آذرگشسپ/ پر از بیم دل یک به یک پر امید/ برفتند با جامه‌های سپید. «فردوسی»
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}