احلام
زبان مبدأ: فارسی
- اسم خوابها، خوابهای پریشان و شیطانی. اضغاث. توهمات. جمع حلیم.
- اسم خِردها. شکیباییها، وقار. بردباران.
- اسم احلام ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش احل - آم قابل تجزیه باشد؛ اَحل در این اصطلاح یحتمل همان اهل به معنی آرام، ساکت، سربراه بوده که با «آم» مفهوم زن آرام و ساکت بوده است.