جاده

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم راه نسبتاً پهن و بزرگی در خارج از شهر یا روستا (به صورت آسفالت یا خاکی) که دو نقطه جغرافیایی را به هم متصل میکند. معرب چادّهِ
  2. اسم جاده صاف کن کنایه از: آنکه وسیله پیشرفت یا پیروزی دیگران را فراهم می‌کند.

*فارسی *واژه جاده : یک کلمه فارسی می باشد که از دو بخش تشکیل شده است بخش نخست جا است که به معنای فضای اشغال شده و مکان بوده و بخش دوم ده است که به معنای دادن می باشد و منظور از جاده فضائی است که یک معبر برای عبور در اختیار وسیله نقلیه قرارمی دهد. به عبارتی" جا دهنده " *

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}