جاده
زبان مبدأ: فارسی
- اسم راه نسبتاً پهن و بزرگی در خارج از شهر یا روستا (به صورت آسفالت یا خاکی) که دو نقطه جغرافیایی را به هم متصل میکند. معرب چادّهِ
- اسم جاده صاف کن کنایه از: آنکه وسیله پیشرفت یا پیروزی دیگران را فراهم میکند.
*فارسی *واژه جاده : یک کلمه فارسی می باشد که از دو بخش تشکیل شده است بخش نخست جا است که به معنای فضای اشغال شده و مکان بوده و بخش دوم ده است که به معنای دادن می باشد و منظور از جاده فضائی است که یک معبر برای عبور در اختیار وسیله نقلیه قرارمی دهد. به عبارتی" جا دهنده " *